حســود نیســتم امــا کســـی بغیر خودمــ
غلط کـند که بخواهـــد رقیــب من باشــد
به هرکســی که شبیه تونیســت بدبیـــنم
اجــازه هست که عشقت نصیب من باشد ؟؟1
ویا شاعر میگه:
همه ی آنهایی که مرا می شناسند
میدانند چه آدم حسودی هستم
همه ی آنهایی که تو را می شناسند....
لعنت به همه آنهایی که تو را می شناسند2
ویا اینکه میگه:
حسود نیستم اما خودت ببین حتی
چراغ خانه ی مهتاب بی تو روشن نیست3
1امید صباغ نو،2نزار قبانى،3مژگان عباسلو.
سلام به دوستان عزیزم. وبه همه کسایی که اومدین و تو این مدت نسبتا طولانی بم سرزدین و من فرصت نشده هنوز خدمت برسم. نت نداشتم باید ببخشین.این پست هم تقدیم به همه ی حسودا عشثتون پایدار. قدر باهم بودن رو بدونیم.چرا که
مولا علی علیه السلام میفرمایند:
اگر مردم بدانند زمان با هم بودنشان محدود است، محبت آنها نسبت به هم نامحدود میشود.
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮاﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ رو ﺑﺎ ﻛﺴﻲ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻜﻨﻢ
ﻳﺎ از ﺗﻮ ﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﺧـﻮدم ﻳﻪ ﻟـﺤﻈﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﺑﻜﻨﻢ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮاﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ داﺷﺘﻦ ﺗﻮ ﻋﺎدت ﺑﻜﻨﻢ
ﺑـﮕﻢ ﻓـﻘـﻂ ﻣﺎل ﻣـﻨﻲ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺟـﺴﺎرت ﺑﻜﻨﻢ
ﺣﺘﻲ ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ
ﭘـﻴﺶ ﺗـﻮ آﻳـﻨﻪی ﭼـﺸﺎم ﺣﻘﻴﺮه ﻻﻳﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ
ﺣﻘﻴﺮه ﻻﻳﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ
عاشق این آهنگم. یه حس خوبی بم میده....یه وقتی اینقد گوشش دادم که حفظش شدم..
یه غم شیرینی داره... شماهم بشنوید از اینجا باصدای سیاوش قمیشی.
شعرکاملشو در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب ...از بهر گرفتاری ما زلف میارای / ما بسته ی دامیم تو فکر دگری کن..
دربین شعرهایی که داشتم و بلد بودم گفتم آماری بگیرم ببینم چندتاش برای زلف وپریشانی ست....دیدم بسیار است!
و عاشقی است و هزار مرض خخخ :وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من/تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من(سعدی عزیز)
امروز امتحانانمون تموم شد.و یه پروژه مونده که کلا بیخیالش شدیم ازبس بسی سخته!دیگه ازفردا میام خدمتتون میرسم ب شرط حیات انشالله. خیلی مخلصییم.شاعر شعرایی که گذاشتم اونایی ک میدونسم رو نوشتم. راسی اینم یادم اومد:
من بر سر آنم که به زلف تو زنم دست /تا سنبل زلف تو چه سر داشته باشد (صائب تبریزی)
البته من برق میخونم ولی خیلی شعردوس دارم. اصن ذوق کردم این شعرها رو نوشتم.شما چطور؟!
یادمان داده بودند، کظم غیظ داشته باشیم!
شاگردان خوبی نبودیم!
کظم الغیظ را که یاد نگرفتیم، اما عوضش گاهی خوب کظم العشق و کظم الکلام را تمرین کردیم!
این صحبت کریستین بوبن رو چقدر دوست دارم که میگه : دوست داشتن کسی در حکم خواندن اوست ؛ در حکم آن است که بتوانیم تمام نوشته هایی را که در دل دیگری نوشته شده را بخوانیم و .... و هولناکترین حادثه ای که میان دو نفری که دلبسته گی بهم دارند اتفاق می افتد آن است که یکی از آندو گمان کند هر چه دل دیگری است خوانده است ! ......... این حرف بی اندازه زیبا و درسته ! مگر نه اینکه ما هر یک کتابی هستیم که هنوز نانوشته زیادی داریم ؟؟؟ ...... بقول بزرگی همه ی آنچه نوشته ام برای بیان قسمت کوچکی بوده است که هنوز نتوانسته ام بیان کنم ! ...
**********
از حاضر جوابی خیلی لذت میبرم نمونه ی خنده دار و باز مزه ی این حاضر جوابی این مورد که الان میگم . میگن جامی شعر زیبایی گفته بود که مطلعش این بیته :
بس که در جان فکار و چشم بیدارم تویی هر که پیدا میشود از دور پندارم تویی !
میگویند رندی خواست حال جامی رو بگیره و بعنوان انتقاد گفت : شما که میگی : هر که پیدا میشود از دور پندارم تویی ! شاید خری پیدا شد !
جامی هم گفت : باز پندارم تویی !
موی تو آشقته باشد دور گردن بهتر است
مهدی ذوالقدر
پ.ن:این شعر راخیلی وقت بود میخاسم بگذارم نشد.خیلی غزل زیبایی هست.البته برا خیلیتون زوده
یک زمانی اگر عاشق شدیم برای معشوقه مان میخوانیمش حال برای خالی نبودن عریضه گفتیم شاید کسی اینجا باشد بخواهد برای معشوقه ش بخواند.البته امروز معشوقه راستین کم است.یافتین بماهم بگویید
بعــله ، به قول شاعر کاین عروسی است که در عقد بسی داماد است.....بیشتر دوستهایی هستن چندروزه، امیدوارم روزی واقعا عاشق شوید.نه از این عشق های مسخره ی امروزی
حالا نگین من دارم میرم وبمو حذف کنم شکست عشقی خوردما
داشتم گپ میزدم فرزندانم
یاد دار این سخن از من که پس از من گویی یاد باد آن که مرا این سخن از وی یاد است....
خب من هنوز نرفتم دیگه هیچکدوم نیومدین وبم آ.یادتون باشه هفته آخریه سر نزدین آ.خب دیگه جوصله ندارین شاید.به هرحال.موفق باشیناین سماور جوش است پس چرا میگفتی دیگر این خاموش است؟ باز لبخند بزن ،قوری قلبت را زودتر بند بزن.... بداهه گویی های در ذهنم می آید نمیدانم چرا
حالا که ما میریم بلاگ اسگای لامذهب امکاناتی نهاده در قسمت پاسخ نظرات که واقعا آدم رفتن برایش سخت تر میشود