ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
از صبر تو یا حسن جهان غرق غم است | چون زائر عارف، به حق تو کم است |
هــــر کس به زیارت تــــو آیــــد به بقیـع | بــر روی پل صراط ، ثابت قدم است |
سلام بر تو ای غریبتر از غریب،
سلام بر مزار بی چراغ و تربت کم زائرت.
سلام بر مظلومی تو در شهر و دیار و کاشانهات...
سلام بر تو که با عصمت و طهارت فاطمی، در خاک غریبانه بقیع آرمیدهایی و آفتاب و ماهتاب، تنها سنگ مزار تو هستند...
سلام بر تو که سایبان خستگیهای تربت پاکت، تنها و تنها، بال کبوترانی است که روز و شب بر آن خاک بوسه میزنند!
غریب شهر مدینه تویی که پنجرهها ز غربت شبهای تنهایی تو میگریند.
و امروز فرزند پیامبر(ص)، فرزند علی(ع) و فرزند فاطمه(س) دارد در کوچههای مدینه تشییع میشود و زمین و زمان، سیاه پوشیده است.
به حضرت امام حسن(ع) عرض شد: چرا شما هرگز نیازمندی را نا امید بر نمیگردانید، اگر چه سوار بر شتر باشید؟
امام حسن(ع) فرمودند: خود من هم محتاج و نیازمند درگاه خداوند هستم و دوست دارم که خداوند مرا محروم نگرداند و شرم دارم در حالی که نیازمند هستم، نیازمندان را نا امید کنم. عادت خداوند این است که نعمتهایش را بر من ارزانی بدارد و عادت من هم این است که نعمتهایش را به بندگانش عطا کنم، و میترسم که اگر از این عادت خود دست بردارم، خداوند هم دست از عادت خود بردارد. نور الابصار، ص 123 - کنز المدفون، ص 434