(@count لایک)
X
تبلیغات
رایتل

من از آن روز که در بند تو ام آزادم. . .
آزادترین فردی وقتی که نگی "ای کاش..." 
لینک دوستان

سلام.حال شما؟


بازآمدم بازآمدم، از پیش آن یار آمدم

در من نِگر در من نِگر، بهر تو غمخوار آمدم

من مرغ لاهوتی بُدم، دیدی که ناسوتی شدم

دامَش ندیدم ناگهان، در وی گرفتار آمدم

یارم به بازار آمد‌ست، چالاک و هشیار آمد‌ست

ور نه به بازارم چه کار، وی را طلبکار آمدم...


خب من سایه م،وبمو برگردوندم باتمام مطالبش.ولی خودمو نه.یعنی اون نیسم که بودم!

راسی مرسی که سرزدین وسراغی گرفتین.ممنون ازمحبتتونم.جبران کنم انشالله.و اینکه یه امکان جدید لایک اضافه کردم برای هرمطلب که باید برید ادامه مطلبها یا درصفحه جدید بازکنید تا بشه لایک کرد.راسی مطالب وب تم مشکی م راهم ب اینجا انتقال دادم.نظراتشو نشد.ببخشید.البته اونم اینجاست ولی به روز نخواهدشد.  


 یک بار

به من قرعه یِ عاشق شدن افتاد
یک بارِ دگر، بارِ دگر، بارِ دگر... نه!!!
 و

هر پسر بچه که راهش به خیابان تو خورد

یک شبه مرد شد و یکه به میدان زد و مرد

من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم

و از آن روز که در بند توام آزادم

چای داغی که دلم بود به دستت دادم

آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم


[ جمعه 19 مهر‌ماه سال 1392 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ علی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره ســــایــه

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد منه تا نبری بنیادم شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی ما را یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی من از آن روز که در بند توام آزادم...
آرشیو مطالب



در این وبلاگ
در کل اینترنت