(@count لایک)
X
تبلیغات
رایتل

من از آن روز که در بند تو ام آزادم. . .
آزادترین فردی وقتی که نگی "ای کاش..." 
لینک دوستان
د...
دوست داشتن
صدای چرخاندن کلید است در قفل
عشق
باز نشدن آن
کاری که ما بلدیم اما
باز کردن در است با لگد!
پ.ن:سلام دوستان عزیز،عیدتون هم مبارک باکمی تاخیر.بنده نت نداشتم چندصباحی و کنون نتمان وصل شده است.بسی شکر.ما گفتیم5شنبه عید هس و نبود.مارا نتونسن ببین:))ههه
خلاصه جمعه را برسرخاک عزیزان ازدست رفته گذراندیم و شنبه را به مسافرتی کوتاه فارغ از نت.البته مادلمان میخواس نت باشیم ولی خرما بر نخیل و دست ما کوتاه:))
جمعه را به شهر نیاسر رفتندی و آنجا بسی شلوع بودندی.لهذا مارا تاب شلوغی نبودندی و ب کنار چشمه ی دولت آباد از توابع نیاسر رفتندی.جایتان سبز.ما و دوتن ازپسرخاله ها و همسران و یک تن از دایی هایمان بودندی.خخخ
خلاصه شلوغ میکردندی
منم مشغول عکس و فیلم برداری بودم همش:))که درهمان روزحدود600عکس گرفتمی:))
بعدازناهار رفتیم مشهداردهال و پس از یارت(نایب الزیارتان بودیما) رفتیم نشلج از روستاهای سرسبز توابع کاشان.آنجاهم عصرانه خوردندی و راهی کاشان شدیم.خلاصه خیلی خوش گذشت.تاصبح روز بعد که ...
 ....
که پاشده و نشده برادر بزرگمان مارا ازخواب بیدارکردندی و گفت علی علی لنزم کو؟؟  من هم ک هنوز لوود(load)!! نشده بودم گفتمی لنز چیه چی میگی؟؟!
گویا آقا جعبه ی لنزخویش را در کیف دوربین مانهاده و نبوده ست.خلاصه ماهم ک خبر از قیمت600هزارتومنی آن نداشته ایم مراقب نبودیم گم شده.هههه و همه مارا مورد مرحمت خویش قرار داده که این حقیر سرپاتقصیر مقصر بوده و او که لنز خود را درجایی که مدام درمعرض خطر بوده و من مدام دوربین را از کیف بیرون میاورده و جایش قرار میدادم نبوده....
لهذا و اما بعد
نمازصبح راخواندیم و راهی شدیم ب سمت جاهایی که بودیم ب دنبال سوزن درکاه
رفتیم دولت آباد نیافتیم رفتیم نشلج نیافیتم.رفتیم مشهد اردهال حرم از خادم انجا پرسجو کرده او مشتی وسایل پیداشده آورد دوربین ،جوراب،کیف،شانه و..... انجاهم نبود.دست ازپا درازتر برگشتیم. خلاصه این دوروز هرچی خوش گذشته بود از دماغمان بدر آمد.
ادمه ش راهم بعد میگم....
البته خاطرات مشهدمم هنوز ننوشتمی.رمز هم میذارم رو وبم ب دلایلی .الان که حسش نیس چون باید بیام به همتون رمزو بدم لهذا بعد میگذارم
خلاصه بازهم از عزیزانی ک مارو فراموش نکردن این مدت نبودیم ممنونیم و انشالله سرمیزنیم.....
خاسم حذفش کنم.گفتم یه مدت رمز میذارم و آخر تابستون حذف میکنمش
حوصله وب و نت و کلا حوصله و حس ندارم.خخخ
این یه ماهی هسیم خاسید سر بزنین.نه که حلالمون کنید همه.
التماس دعا
مخلصیم
علی
برچسب‌ها: خاطره، در، دوستی
[ پنج‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1392 ] [ 05:54 ب.ظ ] [ علی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره ســــایــه

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد منه تا نبری بنیادم شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی ما را یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی من از آن روز که در بند توام آزادم...
آرشیو مطالب



در این وبلاگ
در کل اینترنت