(@count لایک)
X
تبلیغات
رایتل

من از آن روز که در بند تو ام آزادم. . .
آزادترین فردی وقتی که نگی "ای کاش..." 
لینک دوستان


داد چشمان تو در کشتن من دست به هم

فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم... 


وصال شیرازی

داد چشمان تو در کشتن من دست به هم

فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم

هر یک ابروی تو کافیست پی کشتن من

چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم

شیخ پیمانه شکن توبه به ما تلقین کرد

آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم

دست بردم که کشم تیر غمش را از دل

تیر دیگر بزد و دوخت دل و دست به هم

عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشت

زلف او باز شد و کار مرا بست به هم

مرغ دل زیرک و آزادی از این دام محال

که خم گیسوی او بافته چون شست به هم

هر دو ضد را به فسون جمع توان کرد وصال

غیر آسودگی و عشق که ننشست به هم

 

برچسب‌ها: فتنه، چشم، مست، توبه، پیمانه
[ یکشنبه 30 تیر‌ماه سال 1392 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ علی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره ســــایــه

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد منه تا نبری بنیادم شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی ما را یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی من از آن روز که در بند توام آزادم...
آرشیو مطالب



در این وبلاگ
در کل اینترنت