(@count لایک)
X
تبلیغات
رایتل

من از آن روز که در بند تو ام آزادم. . .
آزادترین فردی وقتی که نگی "ای کاش..." 
لینک دوستان

حالمان بد نیست غم کم می خوریم

کم که نه! هر روز کم کم می خوریم

خنجــــــری بر قلب بیمارم زدند

بی گناهـــــی بودم و دارم زدند

دشنه ای نامرد بر پشتم نشست

از غم نامــــردمی پشتم شکست

چند روزی هست حالم دیدنیست

حال من از این و آن پرسیدنیست

گاه بر روی زمین زل می زنم

گاه بر حافظ تفاءل می زنم

حافظ دیوانه فالم را گرفت

یک غزل آمد که حالم را گرفت:

" ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"

[ دوشنبه 24 مهر‌ماه سال 1391 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ علی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره ســــایــه

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد منه تا نبری بنیادم شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی ما را یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی من از آن روز که در بند توام آزادم...
آرشیو مطالب



در این وبلاگ
در کل اینترنت